زمزمه‌ هاي شب يلدا

وبگاه شخصی فاطمه جهانباز نژاد

 

مي‌گويند خاستگاه بلدرچین، دريا ست،

بلدرچین تن ات به كجا مي‌رسد

كه اينگونه بي تاب موج تنم،

بدبده مي‌خواند

 

+ پنجشنبه 1393/11/16سـاعت 22:49تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

 

 

دو تا فانوس روشن هست و سنجدها و سطحي ليز

 

و بازم پلك چشمانم پريده سمت چشمت نيز

 

 

+ جمعه 1393/11/10سـاعت 13:42تـوسط فاطمه جهانباز نژاد

 

+ چهارشنبه 1393/08/21سـاعت 22:44تـوسط فاطمه جهانباز نژاد

 

حسین ِ فاطمه آمد ، حماسه سر بدهد

که اعتبار دوباره به تشت زر بدهد

به رسم حضرت یاس و به رنگ غربت چاه

کبود بی کفن اش را بدون سر بدهد

.

فاطمه جهانبازنژاد

١ محرم ١٤٣٦

 

 

 

 

+ یکشنبه 1393/08/04سـاعت 16:46تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

 

 

بين خودمان باشد!

 

من هواي لب‌هاي تو را دارم

 

و زمين مادري‌ات را

 

بر گندم‌زار دست‌هاي خود،

 

خوشه خوشه درو خواهم كرد.

 

.

 

(فاطمه جهانبازنژاد- کتاب زمزمه های شب یلدا)

 

 

 

+ شنبه 1393/06/29سـاعت 0:55تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

به آغاز نام نجات دهنده سوره آب

در روشناي يلدا كه تاوان تكلم كلماتم شد

به رسم تنهاترين گل سرخ،

ريشه ام در خاك

سرم به آسمان بلند

در ميان هجوم هجاي همين حرارت

حوصله ي كلمات دلباخته ام را آنگونه سر بريدم كه

دوستت‌ دارم‌ هايم لهجه ي غليظ دريا به خود گرفت.

رنگ نگاه آهو و تبسم پرستو ...

فعلاً به كسي نگو اينجا اسير شب يلدا شده‌ام.

طلسم اين باور خيلي تيز است.

تنها خودت را به كوچه ي پر ترديد اين روزها بزن

تا اندكي حال خودت را برده باشي.

 

امضاء :

بيست و نهمين قطره اشك فرشته آب- آبان

 

 

+ چهارشنبه 1393/05/22سـاعت 11:39تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

 

قسمتی از ترانه ی جدیدم تحت عنوان :

توی نوار غزه آهنگ مرگ گذاشتن

 

 

 

 

+ جمعه 1393/05/03سـاعت 16:50تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

 

 

+ جمعه 1393/03/30سـاعت 22:33تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

با احترام به جراحت نون و قلم که اولادِ‌ وحیِ آدمی‌اند ...

 

 

 

15 اردیبهشت ماه 1393 خورشیدی

 

به لطف برادر عزیزم جناب استاد کمال حسینیان گرانقدر

 

افتخار حضور در جلسه ادبی- فرهنگی ققنوس را داشتم ...

 

جمعی صمیمی و سرشار از شعر و بابونه و آیینه های سمت زلال شعر

 

در حضور اساتید و دوستان شاعرم:

 

جناب زرین قلمی- قربان خان- الماسی-خطیر- پارسا- سیستانی-

 

کنی- لنگرودی - آل موسوی- خانم زین ا‌لعابدینی- آمنه اقلیدی

 

و دیگر عزیزان و سروران وادی شعر و ادب و در یک کلمه: ادبیات.

 

و همچنین رونمایی کتاب مجموعه اشعارم- زمزمه های شب یلدا

 

در این جلسه صورت گرفت.

 

که به شخصه اين باورِ اقبالِ آينه را

 

 

به فالِ زمزمه‌های باران وُ یلدا وُ  لب/خند سرخ انار گرفته‌ام.

.

.

 

درودها بر تمامی اعضای زلال اندیش ژرف احساس ققنوس

 

که عجیب اهل همين هوا و حوصله‌‌اند

 

آنگونه که به آتش باران کلمات برسند.

 

 

با مهر و احترام

 

فاطمه جهانبازنژاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
+ سه شنبه 1393/02/16سـاعت 12:11تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

 


 

 

+ شنبه 1393/02/13سـاعت 2:45تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

آرام ‌تر از دستمال ِ اشکي تو و بي تابي موهاي طلايي من


 

در سمفوني بادهايي بيقرار

 

 

ورق ام بزن

 

 

شايد زمزمه‌هاي شب يلدا

 

 

به چشمك ستاره قطبي شمال اضافه شد

 

 

و سالهاي دور

 

 

يكي بيايد بر صندلي دانشگاه درشت بنويسد

 

 

به نام يلدا

 

 

و دوباره ايستادن بوسه را

 

 

 

به مستي تمام ببينند كه از تو زنده‌ام.



 ...

 

انتشارات نصیرا منتشر کرد:

زمزمه های شب یلدا

مجموعه شعر

فاطمه جهانبازنژاد

در بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

سالن شبستان - راهرو 30 - غرفه 18

 

منتظر شماست

 


+ پنجشنبه 1393/02/11سـاعت 13:32تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

 

تو كه مجنون اين ليلاتريني

 

مرا  آواره ي دوري نگردان

 

در اين سال جديد و عيد نوروز

 

از آن جام لبت سمتم بگردان

 

 

 

 

بيا هفت سين را از سر بچينيم:

 

سپيديِ تن و سرخي لبخند

 

ستاره پاش چشماني كه مي‌خواست

 

شود مال تو اما ... حيف! هرچند ...

 

 

 

 

هنوزم  با نگاهت اهلي ام من

 

هنوزم بي تو اين شهرم غريبه است

 

هنوزم منتظر ماندم كه شايد

 

بماني پاي آن عهدي كه مي‌بست

 

 

 

 

مرا تا ساق سيب آبي تو

 

كه رنگ ميوه‌هايش بوس مي‌شد

 

و بلدرچین تنهاي تن ما

 

همين يلدا ترين كا/ بوس مي‌شد

 

(زمزمه های شب یلدا)

 

 

+ پنجشنبه 1392/12/29سـاعت 6:47تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

با احترام به هم/سایه شمالی ام نیما یوشیج و روجا

22 اسفند ،

به لطف شراگیم عزیزم (فرزند نیما یوشیج)

افتخار حضور در نخستین نشست ادبی- علمی شب روجا

در حوزه هنری ساری را داشتم ...

در این نشست که با رویکرد بررسی دیوان روجا

اثری از نیما یوشیج ، پدر شعر نوین فارسی صورت پذیرفت؛

اساتید و محققان

با ارائه مقالات و پژوهش هایی پیرامون این اثر به یاد


ماندنی با مباحث و طرح موضوعاتی چون:

نگاه نیما به اجرای برخی آیین و رسومات مازندران

و باورهای عامیانه و ...

 

تایتل های مختلفی را برای پژوهشگران گشودند.

لازم است بنویسم که نیما یوشیج احیاگر زبان طبری،

سالها در اندیشه راهی بود که بتواند

زبان سرزمین مادری اش را احیا کند.

 

جمع آوری کتب خطی درباره تاریخ و ادبیات طبرستان،

تهیه دیوان امیر پازواری و مطالعه بر روی آنها،

تلاش برای نوشتن دستور زبان تبری

و کتاب تاریخ ولایتی از جمله این کوشش ها است

و در این میان ،

دفتر روجا مهم ترین گام نیما در راه زنده نگاه داشتن زبان


تبری است .

اشعار این دیوان،

منبعی غنی از واژگان، ترکیب ها، باورها، آیین ها، ضرب المثل ها و

نمادهای تبری بوده که

نشان از تلاش موثر نیما در این راه دارد.

هرچند شعرهای فارسی هم/سایه شمالی من نیز

سرشار از لغات طبری بوده که به شکل ماهرانه ای،

آنها را وارد زبان فارسی کرده است

و بدین ترتیب منبعی غنی از واژگان، ترکیب ها، باورها،


آیین ها، ضرب المثل ها و نمادهای طبری ارائه می دهد

که گامی موثر در زنده نگاه داشتن زبان مادری اش است.

با مهر

فاطمه جهانبازنژاد

 

 

+ شنبه 1392/12/24سـاعت 19:50تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

 

 

میخوام که تک پرت باشم تا که آفتابی شه شبهات

 

میون هق هق بارون بخوابه غصه ها- تب هات

 

 

میخوام یلدای شبهاتو یه خورشید سایه بون باشم

 

توی فصل هم آغوشی باهات تا پای جون باشم

 

 

نگو از بی کسی از شب - نگو از دلهره از تب

 

بخون آهنگ بارونو، تو کابوس لب و عقرب

 

 

توی فالای حافظ هم میشه خوشبختی مونو دید

 

روی گیسوی شب بوها- توی مجنون ترینِ بید

 

 

جای خالی من از نو: گل سرخی بذار بازم

 

بتابون برق چشماتو : تویی آغاز پروازم

 

 

من از عمق صدات باید شریک و همدمت باشم

 

واسه زخمای گیتارت یه دنیا مرهمت باشم  

 

 

رفیق واژه های من! عزیز هر شب یلدا!

 

باید از نو بخندی تا ، نَمونه تک پرت تنها

 

 

فاطمه جهانبازنژاد

 

 ترانه‌ای از من 

 

از کتاب در دست انتشار زمزمه‌های شب یلدا

انتشارات نصیرا

 

 

 

 

 

 

+ سه شنبه 1392/12/06سـاعت 11:47تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|



سلام غريب الغربا، سلام معين الضعفا

از راه دوري اومدم، پابوستم امام رضا

بذار وسعت بلند ، از بَرَح الخَفا بگم

از كَشَف الخطاي اين انگوراي بي اقتدا

پير پالان دوزت ميگه: جواب سلاما رو ميدي

به شرطي كه ادا بشه از سر صدق و صد صفا

وارث هشتمين ِ عشق! ميخوام كه ضامنم بشي

جواب سلاممُ  بِدي ... قسم به جان هل أتي

دائم وصل تو ميشم، در پي اصل تو ميشم

آهوي دلتنگيامو ، بين اشاره ميدي جا؟

مث خودت غريبم ُ  غريبگي نمي‌كنم

چله نشين عشقم ُ  زائر شعر كربلا

چيزي ندارم بتونه لايق چشمات بمونه

به جز همين همين ترانه وُ سمات عصر جمعه ها

قربون اون كبوترات كه چشمامو ناز ميكنن

دور حرم به نيتِ نماز  پر/ واز ميكنن

من دلمو گره زدم  اون ور گنبد طلا

يه كم دعا كن واسه مون حاجت مون بشه روا


+ چهارشنبه 1392/10/11سـاعت 17:22تـوسط فاطمه جهانباز نژاد

 

 

آرام ‌تر از دستمال ِ اشکي تو

 

و

 

بي تابي موهاي طلايي من در سمفوني بادهايي بيقرار

 

ورق ام بزن

 

شايد عاشقانه‌اي به نام يلدا  

 

به چشمك ستاره قطبي شمال اضافه شد

 

و سالهاي دور

 

يكي بيايد بر صندلي دانشگاه درشت بنويسد

 

به نام يلدا

 

و دوباره ايستادن بوسه را

 

 

به مستي تمام ببينند كه از تو زنده‌ام.

 

 

 

+ یکشنبه 1392/09/10سـاعت 11:12تـوسط فاطمه جهانباز نژاد

 

سخنرانی ادبی من در



هشتمين همایش بين المللی انجمن ترويج زبان و ادب فارسي ايران



با مقاله ای تحت عنوان:


بازتاب صداي زنانگي در ادبيات ايران

 




 

 

برای خواندن این مقاله به سايت تخصصي شعر كندو  در این لینک مراجعه نمائید.



 مهم ترين علت زن پرنده‌هايي قشنگ است

 

 

+ پنجشنبه 1392/06/21سـاعت 1:4تـوسط فاطمه جهانباز نژاد


یک :


مرا که می‌شناسی‌ام : زخمه ی عشقم


به جراحت نون و القلم و مایسطرون


که به تعبیر اوراد شفاعت باران رسیده‌ام.




دو دیگر :



بخوانید مقالاتی از  من


در نشریه ادبی سیولیشه
و سایت آکادمی ترانه

تحت
عناوین:




نگاهی به “‌کفش” سروده ی محمد بکرانی




سه دیگر :



پذیرش مقاله‌ای از من برای ارائه و چاپ


تحت عنوان:


بازتاب صداي زنانگي در ادبيات ايران


در


هشتمین همایش بین المللی انجمن ترویج زبان و ادب فارسی




دیگر :




در این حوالی زمزمه هایم را بخوان:





شعری از من در سایت کریاس




شعری از من در سایت شعر 1





و دیگر :



بخوانید جدیدترین شعر مرا


از کتاب زمزمه‌های شب یلدا


(مجموعه ی در دست انتشار من)


تصاویر زیباسازی نایت اسکین



هي خط خوردگي خوش باور خوابهاي خيس! 


حالا بنويس


سر سطر درشت و درست


نام مرا به دشنام


در غياب آنهمه بوسه و ستاره و باران


كه داشت برايت از آنور صفحه


سربسته


فال حافظ می‌گرفت؛


تظاهر كن داري بر گلوی کلمات دلداده


با / مداد  بامداد مي‌كشي


اما سرد و ساكت، كور و كر و شين، بدون شاه پر پريدن


تظاهر كن سين و جيمِ آن همه بوسه


وقت و بي وقت


زرشک است!


الف بي مدّ قد قامت صلوه
ظهر و شام يك دريا پري!


دست از سَرَم بردار. ..


در قلب سوره ي آب


يا  / سين را سر مي‌برم يا شين آخر نامت را .


من كه ضامن اوقاتِ تلخي باران نيستم


من تنها نسبم مي‌رسد به يك ضامن چاقو


كه دسته‌اش را مي‌برد لب حوضي


كه داشت مي‌شست شاعری را توي خودش


كلمه‌اي بيشتر       كمتر جا مي‌گذاشت


در قيد و بند زائد ناف و نافه


كه مجازاً پلي مي‌شود سمت سينه بند كوه  


كه تتابع اضافات صخره هايش  


خستگي هاي پاشنه ام را


آشيل مي‌شد.



+ پنجشنبه 1392/05/10سـاعت 22:2تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

به نام نامي شبهاي نخلستان

نشان رحمت باران

علي سلطان درويشان

امير انسيان و جان

شه اعجاب بي پايان

به حق حرمت قرآن

به قاف و سجده و لقمان

به كهف و نون و الرحمن

مرا هم جرعه‌اي نوشان

به قدر قدرتت مولا

به حق (هل أتي) - زهرا

از آن چارده مي نوشان

به روي پنج خم جوشان

مرا مست ازل فرما

من از شب‌گريه‌هاي كوچه‌هاي بي پدر، وحشت‌زده، تنها،

ميان تاري از گيسوي شب‌ها در به در هستم

هنوزم پشت در، بغض نهان كودكي‌هايم،

مرا بي‌تاب مي‌دارد

هنوزم حرمت بانوي سبزت را

به رغم كودكي‌هاي دل تنگم

به مهره‌ مهره‌ ي تسيبح دستانم

وضوي اشك مي‌سازم

هنوزم من مسلمانم

و شيعه سطر آغاز وجود دين و ايمانم

و نامت تكيه‌گاه هر شب يلدايي دنياي تنهايم.

نمك پاش دل ريشت

قسم بر معني كيشت

هنوزم لافتي إلا علي را دوست مي‌دارم

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

 

شاعر نوشت :

هنوز هم

همان یلدای سپید و اناري ام

كه با پرنده ها حرف می‌زد

از آخر نامت

+ پنجشنبه 1392/03/02سـاعت 21:36تـوسط فاطمه جهانباز نژاد



مهربانان اهل قلم

 

درباره ي


آثاري كه جهت داوري به ايميل بنده ارسال مي‌شود


آمدم خطي با مهر و نشاني از ادب بنويسم


از آنجايي كه بخش نقد ادبي سايت‌هاي


"فراز" و "ناب سرايان" و همچنين


انجمن‌هاي‌ "الست روزن" و "شاعران ايران" و "داستان"


بر عهده بنده است،


لطف فرمائيد هنگام ارسال آثار خود،


حتماً ذكر بفرماييد


متعلق به كدامين سايت يا انجمن مي‌باشد.

 


و ديگر اين كه


بخوانيد


مقاله‌‌اي از من را در سايت تخصصي شعر كندو تحت عنوان:


بازتاب صداي زنانگي در ادبيات ايران


(مهم ترين علت زن پرنده‌هايي قشنگ است)

 


دو ديگر:


در اين حوالي نيز مرا بخوان:


كارگاه شعر نشريه ادبي فراز


كه دوستان عزيز لطف نموده،


بخش كارگاه شعر آن را به بنده سپردند


سعي نمودم در هر جلسه


مبحثي از علم ادبيات را به رشته تحرير كشيده


و به ساده ترين شكل ممكن


با مثال هايي فراوان مبحث را گشوده و


بررسي نمائيم


تا اصول و قواعد تكنيك هاي ادبي را


در اشعار و نوشته هاي خود بكار برده


و بدين وسيله بر زيبايي كلام بيفزائيم.



سه ديگر:


از همه خواندن / ديدني تر


«فرشته‌هاي کاغذي» است


كه در اين ستون قرار است


در بيست و نهمين روز هر ماه،


از همه چيزي بنويسيم از «ادبيات» تا هنر


از حرف‌هاي فلسفي


تا مسائل اجتماعي و روان شناسي


در کنار شما با مقالات و آثار شما-


در همين ستون کوچک «فرشته‌هاي کاغذي»


به روز مي‌‌شويم


 

برويم سر پياله اول:


بيخود نپرس حالت خوب است؟


به تو چه


در متن و فرامتن منشور شوشيانا،


مؤلف مرده يا زنده؟

 


با تشكر


جهانباز نژاد


+ سه شنبه 1391/11/10سـاعت 21:32تـوسط فاطمه جهانباز نژاد