![]() |
![]() |
|
|
به نام نامي شبهاي نخلستان نشان رحمت باران علي سلطان درويشان امير انسيان و جان شه اعجاب بي پايان به حق حرمت قرآن به قاف و سجده و لقمان به كهف و نون و الرحمن مرا هم جرعهاي نوشان به قدر قدرتت مولا به حق (هل أتي) - زهرا از آن چارده مي نوشان به روي پنج خم جوشان مرا مست ازل فرما من از شبگريههاي كوچههاي بي پدر، وحشتزده، تنها، ميان تاري از گيسوي شبها در به در هستم هنوزم پشت در، بغض نهان كودكيهايم، مرا بيتاب ميدارد هنوزم حرمت بانوي سبزت را به رغم كودكيهاي دل تنگم به مهره مهره ي تسيبح دستانم وضوي اشك ميسازم هنوزم من مسلمانم و شيعه سطر آغاز وجود دين و ايمانم و نامت تكيهگاه هر شب يلدايي دنياي تنهايم. نمك پاش دل ريشت قسم بر معني كيشت هنوزم لافتي إلا علي را دوست ميدارم هنوز هم همان یلدای سپید و اناري ام كه با پرنده ها حرف میزد از شين آخر نامت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1392/03/02ساعت 21:36 توسط فاطمه جهانباز نژاد |
|
|
بخوانيد مقالهاي از من در سايت تخصصي شعر كندو تحت عنوان: بازتاب صداي زنانگي در ادبيات ايران (مهم ترين علت زن پرندههايي قشنگ است) ![]() ....... هر جاي آسمان پا بگذاري کف پایت کبود می شود
حتا بر خنکای سرد ِخلیج که با دست ها ی باز روی ساحل ِوطن پهن می شود
كنار خالهزنكهاي روبه روي هم نشسته که پشت سر مهتاب غیبت می کنند
دعای آدم ها نیز تا پشت گوش باران می رسد تا همسرانی که ... همیشه دچار تاخیر بوده اند به این طنز مه آلود با دهانی تر همیشه خانم ها مقدمند
معشوق من اما از آن بیابان ها ی یخ زده با دست ها یی از هم دور برایم فال می گیرد که دست ها یی باز روی تنم وطنم افتاده است |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1391/09/24ساعت 18:52 توسط فاطمه جهانباز نژاد |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
آرام تر از دستمال ِ اشکي تو
و بيتابي موهاي طلايي من در سمفوني بادهايي بيقرار |
|
RSS
|