زمزمه‌ هاي شب يلدا

وبگاه شخصی فاطمه جهانباز نژاد

 

عیدانه ای از کتاب شعر من "زمزمه های شب یلدا"

بهارتان سبز و پر نور و برکت

..

 

+ جمعه ۱۳۹۴/۰۱/۰۷سـاعت 0:55تـوسط فاطمه جهانباز نژاد

 

واسه اون چشمای شرقی، يه سبد بهار ميارم

وسط يه شعر تازه، سه تا بوسه  جا ميذارم

فاصله هرچي كه باشه رو لبم زودي ميشيني

پاي اون درخت سيب‌ ات، حس دستامو مي‌كارم

 

+ شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۳سـاعت 20:15تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

+ یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۷سـاعت 20:30تـوسط فاطمه جهانباز نژاد

 

مي‌گويند خاستگاه بلدرچین، دريا ست،

بلدرچین تن ات به كجا مي‌رسد

كه اينگونه بي تاب موج تنم،

بدبده مي‌خواند

 

+ پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۶سـاعت 22:49تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

 

 

دو تا فانوس روشن هست و سنجدها و سطحي ليز

 

و بازم پلك چشمانم پريده سمت چشمت نيز

 

 

+ جمعه ۱۳۹۳/۱۱/۱۰سـاعت 13:42تـوسط فاطمه جهانباز نژاد

 

+ چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۲۱سـاعت 22:44تـوسط فاطمه جهانباز نژاد

 

حسین ِ فاطمه آمد ، حماسه سر بدهد

که اعتبار دوباره به تشت زر بدهد

به رسم حضرت یاس و به رنگ غربت چاه

کبود بی کفن اش را بدون سر بدهد

.

فاطمه جهانبازنژاد

١ محرم ١٤٣٦

 

 

 

 

+ یکشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۰۴سـاعت 16:46تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

 

 

بين خودمان باشد!

 

من هواي لب‌هاي تو را دارم

 

و زمين مادري‌ات را

 

بر گندم‌زار دست‌هاي خود،

 

خوشه خوشه درو خواهم كرد.

 

.

 

(فاطمه جهانبازنژاد- کتاب زمزمه های شب یلدا)

 

 

 

+ شنبه ۱۳۹۳/۰۶/۲۹سـاعت 0:55تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

به آغاز نام نجات دهنده سوره آب

در روشناي يلدا كه تاوان تكلم كلماتم شد

به رسم تنهاترين گل سرخ،

ريشه ام در خاك

سرم به آسمان بلند

در ميان هجوم هجاي همين حرارت

حوصله ي كلمات دلباخته ام را آنگونه سر بريدم كه

دوستت‌ دارم‌ هايم لهجه ي غليظ دريا به خود گرفت.

رنگ نگاه آهو و تبسم پرستو ...

فعلاً به كسي نگو اينجا اسير شب يلدا شده‌ام.

طلسم اين باور خيلي تيز است.

تنها خودت را به كوچه ي پر ترديد اين روزها بزن

تا اندكي حال خودت را برده باشي.

 

امضاء :

بيست و نهمين قطره اشك فرشته آب- آبان

 

 

+ چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۲۲سـاعت 11:39تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

 

قسمتی از ترانه ی جدیدم تحت عنوان :

توی نوار غزه آهنگ مرگ گذاشتن

 

 

 

 

+ جمعه ۱۳۹۳/۰۵/۰۳سـاعت 16:50تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

 

 

+ جمعه ۱۳۹۳/۰۳/۳۰سـاعت 22:33تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

با احترام به جراحت نون و قلم که اولادِ‌ وحیِ آدمی‌اند ...

 

 

 

15 اردیبهشت ماه 1393 خورشیدی

 

به لطف برادر عزیزم جناب استاد کمال حسینیان گرانقدر

 

افتخار حضور در جلسه ادبی- فرهنگی ققنوس را داشتم ...

 

جمعی صمیمی و سرشار از شعر و بابونه و آیینه های سمت زلال شعر

 

در حضور اساتید و دوستان شاعرم:

 

جناب زرین قلمی- قربان خان- الماسی-خطیر- پارسا- سیستانی-

 

کنی- لنگرودی - آل موسوی- خانم زین ا‌لعابدینی- آمنه اقلیدی

 

و دیگر عزیزان و سروران وادی شعر و ادب و در یک کلمه: ادبیات.

 

و همچنین رونمایی کتاب مجموعه اشعارم- زمزمه های شب یلدا

 

در این جلسه صورت گرفت.

 

که به شخصه اين باورِ اقبالِ آينه را

 

 

به فالِ زمزمه‌های باران وُ یلدا وُ  لب/خند سرخ انار گرفته‌ام.

.

.

 

درودها بر تمامی اعضای زلال اندیش ژرف احساس ققنوس

 

که عجیب اهل همين هوا و حوصله‌‌اند

 

آنگونه که به آتش باران کلمات برسند.

 

 

با مهر و احترام

 

فاطمه جهانبازنژاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
+ سه شنبه ۱۳۹۳/۰۲/۱۶سـاعت 12:11تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

 


 

 

+ شنبه ۱۳۹۳/۰۲/۱۳سـاعت 2:45تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

آرام ‌تر از دستمال ِ اشکي تو و بي تابي موهاي طلايي من


 

در سمفوني بادهايي بيقرار

 

 

ورق ام بزن

 

 

شايد زمزمه‌هاي شب يلدا

 

 

به چشمك ستاره قطبي شمال اضافه شد

 

 

و سالهاي دور

 

 

يكي بيايد بر صندلي دانشگاه درشت بنويسد

 

 

به نام يلدا

 

 

و دوباره ايستادن بوسه را

 

 

 

به مستي تمام ببينند كه از تو زنده‌ام.



 ...

 

انتشارات نصیرا منتشر کرد:

زمزمه های شب یلدا

مجموعه شعر

فاطمه جهانبازنژاد

در بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

سالن شبستان - راهرو 30 - غرفه 18

 

منتظر شماست

 


+ پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۲/۱۱سـاعت 13:32تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

 

تو كه مجنون اين ليلاتريني

 

مرا  آواره ي دوري نگردان

 

در اين سال جديد و عيد نوروز

 

از آن جام لبت سمتم بگردان

 

 

 

 

بيا هفت سين را از سر بچينيم:

 

سپيديِ تن و سرخي لبخند

 

ستاره پاش چشماني كه مي‌خواست

 

شود مال تو اما ... حيف! هرچند ...

 

 

 

 

هنوزم  با نگاهت اهلي ام من

 

هنوزم بي تو اين شهرم غريبه است

 

هنوزم منتظر ماندم كه شايد

 

بماني پاي آن عهدي كه مي‌بست

 

 

 

 

مرا تا ساق سيب آبي تو

 

كه رنگ ميوه‌هايش بوس مي‌شد

 

و بلدرچین تنهاي تن ما

 

همين يلدا ترين كا/ بوس مي‌شد

 

(زمزمه های شب یلدا)

 

 

+ پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۲/۲۹سـاعت 6:47تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

با احترام به هم/سایه شمالی ام نیما یوشیج و روجا

22 اسفند ،

به لطف شراگیم عزیزم (فرزند نیما یوشیج)

افتخار حضور در نخستین نشست ادبی- علمی شب روجا

در حوزه هنری ساری را داشتم ...

در این نشست که با رویکرد بررسی دیوان روجا

اثری از نیما یوشیج ، پدر شعر نوین فارسی صورت پذیرفت؛

اساتید و محققان

با ارائه مقالات و پژوهش هایی پیرامون این اثر به یاد


ماندنی با مباحث و طرح موضوعاتی چون:

نگاه نیما به اجرای برخی آیین و رسومات مازندران

و باورهای عامیانه و ...

 

تایتل های مختلفی را برای پژوهشگران گشودند.

لازم است بنویسم که نیما یوشیج احیاگر زبان طبری،

سالها در اندیشه راهی بود که بتواند

زبان سرزمین مادری اش را احیا کند.

 

جمع آوری کتب خطی درباره تاریخ و ادبیات طبرستان،

تهیه دیوان امیر پازواری و مطالعه بر روی آنها،

تلاش برای نوشتن دستور زبان تبری

و کتاب تاریخ ولایتی از جمله این کوشش ها است

و در این میان ،

دفتر روجا مهم ترین گام نیما در راه زنده نگاه داشتن زبان


تبری است .

اشعار این دیوان،

منبعی غنی از واژگان، ترکیب ها، باورها، آیین ها، ضرب المثل ها و

نمادهای تبری بوده که

نشان از تلاش موثر نیما در این راه دارد.

هرچند شعرهای فارسی هم/سایه شمالی من نیز

سرشار از لغات طبری بوده که به شکل ماهرانه ای،

آنها را وارد زبان فارسی کرده است

و بدین ترتیب منبعی غنی از واژگان، ترکیب ها، باورها،


آیین ها، ضرب المثل ها و نمادهای طبری ارائه می دهد

که گامی موثر در زنده نگاه داشتن زبان مادری اش است.

با مهر

فاطمه جهانبازنژاد

 

 

+ شنبه ۱۳۹۲/۱۲/۲۴سـاعت 19:50تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|

 

 

 

میخوام که تک پرت باشم تا که آفتابی شه شبهات

 

میون هق هق بارون بخوابه غصه ها- تب هات

 

 

میخوام یلدای شبهاتو یه خورشید سایه بون باشم

 

توی فصل هم آغوشی باهات تا پای جون باشم

 

 

نگو از بی کسی از شب - نگو از دلهره از تب

 

بخون آهنگ بارونو، تو کابوس لب و عقرب

 

 

توی فالای حافظ هم میشه خوشبختی مونو دید

 

روی گیسوی شب بوها- توی مجنون ترینِ بید

 

 

جای خالی من از نو: گل سرخی بذار بازم

 

بتابون برق چشماتو : تویی آغاز پروازم

 

 

من از عمق صدات باید شریک و همدمت باشم

 

واسه زخمای گیتارت یه دنیا مرهمت باشم  

 

 

رفیق واژه های من! عزیز هر شب یلدا!

 

باید از نو بخندی تا ، نَمونه تک پرت تنها

 

 

فاطمه جهانبازنژاد

 

 ترانه‌ای از من 

 

از کتاب در دست انتشار زمزمه‌های شب یلدا

انتشارات نصیرا

 

 

 

 

 

 

+ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۲/۰۶سـاعت 11:47تـوسط فاطمه جهانباز نژاد|



سلام غريب الغربا، سلام معين الضعفا

از راه دوري اومدم، پابوستم امام رضا

بذار وسعت بلند ، از بَرَح الخَفا بگم

از كَشَف الخطاي اين انگوراي بي اقتدا

پير پالان دوزت ميگه: جواب سلاما رو ميدي

به شرطي كه ادا بشه از سر صدق و صد صفا

وارث هشتمين ِ عشق! ميخوام كه ضامنم بشي

جواب سلاممُ  بِدي ... قسم به جان هل أتي

دائم وصل تو ميشم، در پي اصل تو ميشم

آهوي دلتنگيامو ، بين اشاره ميدي جا؟

مث خودت غريبم ُ  غريبگي نمي‌كنم

چله نشين عشقم ُ  زائر شعر كربلا

چيزي ندارم بتونه لايق چشمات بمونه

به جز همين همين ترانه وُ سمات عصر جمعه ها

قربون اون كبوترات كه چشمامو ناز ميكنن

دور حرم به نيتِ نماز  پر/ واز ميكنن

من دلمو گره زدم  اون ور گنبد طلا

يه كم دعا كن واسه مون حاجت مون بشه روا


+ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۱۱سـاعت 17:22تـوسط فاطمه جهانباز نژاد

 

 

آرام ‌تر از دستمال ِ اشکي تو

 

و

 

بي تابي موهاي طلايي من در سمفوني بادهايي بيقرار

 

ورق ام بزن

 

شايد عاشقانه‌اي به نام يلدا  

 

به چشمك ستاره قطبي شمال اضافه شد

 

و سالهاي دور

 

يكي بيايد بر صندلي دانشگاه درشت بنويسد

 

به نام يلدا

 

و دوباره ايستادن بوسه را

 

 

به مستي تمام ببينند كه از تو زنده‌ام.

 

 

 

+ یکشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۰سـاعت 11:12تـوسط فاطمه جهانباز نژاد

 

سخنرانی ادبی من در



هشتمين همایش بين المللی انجمن ترويج زبان و ادب فارسي ايران



با مقاله ای تحت عنوان:


بازتاب صداي زنانگي در ادبيات ايران

 

 

 




 

 

برای خواندن این مقاله به سايت تخصصي شعر كندو  در این لینک مراجعه نمائید.



 مهم ترين علت زن پرنده‌هايي قشنگ است

 

 

+ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۶/۲۱سـاعت 1:4تـوسط فاطمه جهانباز نژاد